![]() |
![]() |
|
| ای مرغ دلم از این قفس بیرون شو...لیلات تو را می طلبد مجنون شو |
|
(سخن آخر) هزار خواهش و آیا هزار پرسش او اما هزار چون وهزاران چرای بی زیرا هزار بود و نبود هزار شاید و باید هزار باد و مباد هزار کار نکرده هزار کاش و اگر هزار بار نبرده هزار بو ک و مگر هزار بار همیشه هزار بار هنوز...
مگر تو ای همه هرگز مگر تو ای همه هیچ مگر تو نقطه ی پایان بر این هزار خط ناتمام بگذاری
مگر تو این دم آخر در این میانه تو سنگ تمام بگذاری...
|
|
+زخمه ای بر تار جان آمد
یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 18:49 به قلم یلدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| به یاد استاد |
مرا کسی نساخت ، خدا ساخت
نه آنچنان که ((کسی می خواست)) که من کسی نداشتم کسم خدا بود ؛کس بی کسان... "دکتر شریعتی" رنجم نه دیگر تنهایی که جداییست و اضطرابم نه زاده ی بی کسی که بی اوئی... دلی که از بی کسی غمگین است هر کس را می تواند تحمل کند هیچکس بد نیست.دلی که در بی اوئی مانده است برق هر نگاهی جانش را می خراشد... دکتر هبوط ص 110 |
| دکتر |
|
در حضور تو... آرشیو پیوندهای روزانه |
| زخمه های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| فرشته های من... |
|
دلی بزرگ در شهری کوچک زخمی مرد قبیله وب سایت شهر قهدریجان هیچ نامه ان الانسان لفی خسر اوقات شرعی ادیبانه (نشریه ی ادبی) تلخابه پاتیراس آواره ریحانه |
|
RSS
|